کتاب ادبیات چیست

اثر ژان پل سارتر از انتشارات نیلوفر - مترجم: مصطفی رحیمی -اگزیستانسیالیسم

Jean-Paul Sartre was one of the most important philosophical and political thinkers of the twentieth century. His writings had a potency that was irresistible to the intellectual scene that swept post-war Europe, and have left a vital inheritance to contemporary thought. The central tenet of the Existentialist movement which he helped to found, whereby God is replaced by an ethical self, proved hugely attractive to a generation that had seen the horrors of Nazism, and provoked a revolution in post-war thought and literature. In What is Literature? Sartre the novelist and Sartre the philosopher combine to address the phenomenon of literature, exploring why we read, and why we write.


خرید کتاب ادبیات چیست
جستجوی کتاب ادبیات چیست در گودریدز

معرفی کتاب ادبیات چیست از نگاه کاربران
سارتر در این کتاب با نگاهی جهت‌دار، چیستی ادبیات را برمی‌رسد. شالوده‌ی اندیشه‌ی او، «آزادی انسان» است و ادبیات را نیز بر همین پایه بازمی‌شناساند؛ هرچند این واژه در میان گفته‌های خود او نیز معنایی چندان روشن ندارد و دست‌کم، در جاهایی نمی‌توان مقصود دقیقش را از این اصطلاح بازشناخت. گاهی آزادی به‌معنی آزادی مخاطب در برداشت‌کردن هر معنایی است از اثر ادبی و گاهی آزادی انسان است در انتخاب‌هایش در زندگی شخصی و برگزیدن مسیر دل‌خواه خویش. به‌باور او، این آزادی لزوماً با عمل هم‌راه است. انسان ناگزیر است از عمل‌کردن و هر راهی را که انتخاب کند، به‌گونه‌ای عمل‌کردن را در خود خواهد داشت. از آن رو که سارتر به آزادی و عمل، سخت اهمیت می‌دهد، سرشت ادبیات نیز از دید او با نوعی تعهد آمیخته است. برهمین‌اساس، وی خطایی مرتکب می‌شود و آن خطا عبارت از این است که شعر را یک‌سره از قلمرو ادبیات بیرون می‌راند و در تعریفی که از ادبیات به‌دست می‌دهد، صرفاً به نثر تکیه می‌کند؛ زیرا شعر از بی‌خویشی و جذبه‌ای غلیظ سرچشمه می‌گیرد و در آن، زبان دیگر نه وسیله‌ای برای برقراری ارتباط، بل‌که هدف است. برعکس، نثر از آگاهی نویسنده ناشی می‌شود و در آن، آشکارا هدفی بیرونی پی گرفته می‌شود. ازهمین‌رو، نثر متعهد است؛ ولی شعر قابلیت متعهدبودن را ندارد. نثر بازتابنده‌ی کام‌یابی است و شعر بازتابنده‌ی شکست. وی شعر را از سنخ هنرهایی چون موسیقی و نقاشی می‌داند و استدلال می‌کند که این دسته از هنرها، بی‌واسطه‌ی دلالت‌های متداول در زبانِ کلمات، با مخاطب ارتباط برقرار می‌کنند و مستقیماً درک می‌شوند. او این نکته را که در شعر، زبانْ هدف است، نه وسیله، دلیل بر آن می‌داند که شعر از نثر جدا است و از گونه‌ی هنرهای بی‌واسطه؛ حال‌آن‌که نگفته پیدا است که شعر نیز هم‌چون نثر، از نوع نوشتار است و در آن، هرآن‌چه مدنظر باشد، ازره‌گذر واژه‌ها و دلالت‌های آن منتقل می‌شود؛ گرچه هنجارشکنی‌ها و دشوارگویی‌ها در شعر به اوج خود می‌رسد. به‌نظر می‌رسد سارتر انواع مختلف شعر و نثر را از یک‌دیگر تفکیک نکرده و با دیدگاهی افراطی و یک‌سونگرانه، بخش بزرگی از ادبیات را که غالباً مصداق اصیل و ناب آن شمرده می‌شده است، از قلمرو آن حذف می‌کند. در گذشته، شعر، اصلی‌ترین نمود ادبیات شمرده می‌شده و همگان معمولاً ادبیات را با این گونه‌ی ادبی می‌شناخته‌اند. درست است که ظاهراً اهمیت زبان در شعر بسیار برجسته‌تر و پررنگ‌تر از اهمیت آن در نثر است؛ اما این‌گونه نیست که سرتاسر شعر، عالم زبان‌ورزیِ غافلانه و سرخوشانه‌ای باشد که هیچ غایتی را بیرون از خود دنبال نکند؛ بل‌که در شعر هم فرازوُنشیب‌هایی دراین‌خصوص وجود دارد و به‌نظر می‌رسد بخش‌هایی از شعر با این حکم مطابق باشد و بخش‌هایی دیگر نه. ازسوی‌دیگر، احتمالاً این دیدگاه درباب شعر فقط بر گونه‌ای از شعر متأخر که شاید سمبولیست‌ها و سوررئالیست‌ها پرچم‌دارانش باشند، منطبق است و نمی‌توان این خصیصه را با این اطمینان و گستردگی به تمام انواع شعر تسری داد. ازاین‌گذشته، این ویژگی ناآگاهانه‌ی شعر در جاهایی به نثر نیز سرایت می‌کند و اگر بنا باشد این نکته را نیز در نظر بگیریم، نمی‌توانیم با قاطعیت، همه‌ی انواع نثر را نیز مصداق ادبیات تلقی کنیم. به‌هرروی، ادبیاتی که مدنظر سارتر است، در متن‌های منثور خلاصه می‌شود.
این کتاب در سه فصل تنظیم شده است. البته گویا متن اصلی آن در چهار فصل بوده و مترجمان، فصل چهارم را به‌سبب آن‌که به بررسی آثار ادبی نویسندگان کم‌مایه و کم‌ترشناخته‌شده پرداخته، مفید ندانسته و آن را ترجمه نکرده‌اند. درهرحال، چیستی ادبیات، ازره‌گذر سه پرسش واکاوی می‌شود:
۱. نوشتن چیست؟
۲. نوشتن برای چیست؟
۳. نوشتن برای کیست؟
پاسخ اجمالی هریک از این سه پرسش، از نظرگاه سارتر، به این قرار است:
۱. نوشتن چیست؟ نوشتن، عبارت است از آشکارکردن و برجسته‌کردن امری که در حال وقوع است و آدمیان به آن اعتنایی ندارند. سخن‌گفتن از هرچیز در قالب نوشتار، الزاماً آن واقعیت بیرونی یا درونی را برجسته می‌کند و نظرها را به‌سوی آن جلب می‌گرداند. ازهمین‌رو، هرچیزی که به‌بیان آید، خواه‌ناخواه با گونه‌ای تغییر موقعیت هم‌راه است؛ چراکه رفتار کسانی که با آن چیز یا کنش مرتبط بوده‌اند، پس از آن‌که از آن سخن به‌میان آید، با رفتار آن‌ها در زمان پیش از سخن‌گفتن از آن، متفاوت است. «سخن‌گفتن، عمل‌کردن است: هرچیز که از آن نام برده شود، دیگر عیناً همان چیز نیست. پاکی و سادگی خود را از دست داده است. اگر شما از رفتار کسی نام ببرید، آن را بر او آشکار می‌کنید: او خودش را می‌بیند و چون درعین‌حال، از آن برای دیگران هم نام می‌برید، او در همان لحظه که خود را می‌بیند، خود را دیده‌شده می‌بیند و عملِ ساده و سربسته‌ای که انجام می‌داده و در حین انجام‌دادن فراموش می‌کرده است، ناگهان بزرگ می‌نماید و زندگی عظیمی می‌یابد؛ هم برای صاحبش و هم برای دیگران.» (۸۳)
۲. نوشتن برای چیست؟ در مفهومی کلی، نوشتن برای رسیدن به آزادی است. این آزادی نخست در آزادی مخاطب در برداشت‌کردن معناهای گونه‌گون از متن نمود می‌یابد. در گام بعدی، آزادی مخاطب در زندگی بیرونی‌اش و اقدام‌کردن‌هایش آشکار می‌شود. خواننده‌ی اثر ادبی، آزادانه از آن متن برداشت می‌کند و آن برداشت ضرورتاً به واکنشی عملی در زندگی‌اش منجر می‌شود.
۳. نوشتن برای کیست؟ ازآن‌جاکه غایت نوشتن رسیدن به تأثیری بیرونی و ملموس است، نوشتن برای هم‌عصران و مردمانی است که با نویسنده تاریخ و موقعیتی مشترک دارند؛ زیرا داشتن این اشتراک‌ها، لازمه‌ی تأثیرگذاری و فهم متقابل است. سارتر به نویسندگانی که با مردم زمانه‌ی خود هم‌صدا نبوده‌اند، می‌تازد. اینان در زمان زندگی خویش روابطشان را به نخبگان و نویسندگان هم‌پایه‌ی خویش محدود می‌کردند؛ گویی یگانه مخاطبانشان آن‌ها بودند. درعین‌حال، به‌نوعی با گذشتگان احساس پیوند و هم‌سویی می‌کردند و در پاسخ به کسانی که از ناهم‌گونی‌ آن‌ها با معاصران گلایه می‌کردند، می‌گفتند: «در آینده ارج و ارزش آثار ما را درک خواهند کرد. امروزیان از فهم آن عاجزند.» هنرمندی ازاین‌دست «برای زمان حال، به خوانندگان متخصص روی می‌آورد و برای زمان گذشته، با مردگانِ نامی عهدِ عارفانه می‌بندد و برای زمان آینده، به افسانه‌ی افتخار پناه می‌برد. از هیچ‌چیز فروگذار نمی‌کند تا خود را به‌صورت نمادین از طبقه‌ی خود جدا سازد. جای او در هوا است. با قرن خود بیگانه است. از وطن خود بیرون است. از جامعه‌ی خود مطرود است. در نزد خاص و عام ملعون است. همه‌ی این بازی‌ها تنها برای رسیدن به یک هدف است: خود را در اجتماعی نمادین که تصویری از اشرافیت پیش از انقلاب باشد، جای‌دادن.» (۲۳۱) بودلر و استاندال نمونه‌هایی از این‌دست به‌حساب می‌آیند.
فارغ از نگرش‌های تندروانه‌‌ای که در این اثر مطرح شده، نکته‌های جالب‌توجه و چشم‌گیری در آن یافت می‌شود. از آن جمله است رابطه‌ی دوسویه‌ی هنرمند و مخاطب و نیازی بنیادی که در هر دو سرِ این ارتباط وجود دارد و این دو را می‌آفریند. تحلیل‌های فصل سوم به‌طرزی افراط‌گرایانه، به تاریخ اروپا و فرانسه منحصر است و چارچوب بررسی‌ها را تنگ می‌کند؛ اما درمجموع، این تحلیل‌ها جوهره‌ای مشترک دارند: در گذشته، شمار مردم باسواد بسیار اندک بود و باسوادی فقط به طبقه‌ی اشراف منحصر می‌شد. ازاین‌رو، نوعی تک‌صدایی در فضای ادبیات و نوشتن حکم‌فرما بود. مخاطبان و نویسندگان یک‌دست و هم‌عقیده بودند. در دوره‌های بعد، سوادآموزی همه‌گیر شد و وظیفه‌ی نویسنده، خطیر. مخاطبان ادبیات فراوان و ناهم‌گون شدند و نویسنده درقبال هریک از انواع پرشمار خوانندگانش مسئولیتی احساس کرد. برانگیزندگی ادبیاتی که مدنظر سارتر است و هوادار آزادی است، درست از همین زمان می‌آغازد. در بخش‌های دیگری از این فصل سارتر انتقادهایی بجا و شگفت‌انگیز از تندروی‌های رئالیستم و ناتورالیسم و رمانتیسم و سوررئالیسم و... مطرح می‌کند.
گفتیم که ازنظر سارتر، ادبیات هنری است برپایه‌ی آزادی. آزادی نیز در گفتارهای او معنایی مبهم دارد؛ گاهی در معنی برداشت آزادانه از اثر ادبی است و گاهی آزادی عمل در زندگی واقعی. درواقع، آن چیزی ادبیات است که خواننده را به وضع نامطلوب آگاه کند و او را برای رفع آن مصمم گرداند. اکنون سؤالی پیش می‌آید: اگر به آن آزادی در برداشت و درک اثر ادبی باورمند باشیم، آیا می‌توانیم بپذیریم که هر خواننده‌ای با خواندن هر نوع اثر ادبی لزوماً به واکنشی عملی و عینی در زندگی شخصی‌اش دست بزند؟ و آیا تمام آثار ادبی با مضمون‌ها و موضوع‌های پرتنوعش می‌توانند دست‌مایه‌ی واکنشی عینی در عالم واقع باشند؟ به‌نظر چنین نمی‌آید. دراین‌زمینه هم سارتر نگاهی افراطی و تندرو دارد.
ترجمه‌ی این کتاب به‌راستی شاه‌کار است. کتاب، به‌سبب فلسفه‌ورزی‌های نویسنده‌اش در جاهایی بسیار دشوار و دیریاب است و انصافاً مترجمان از پس این کار به‌خوبی برآمده‌اند. مقدمه‌ی پربار و عالمانه‌ای که بر این کتاب نوشته شده، بسیاری از دشواری‌ها را در فهم این کتاب و نیز در فهم اندیشه‌ی فلسفی سارتر در زمینه‌های دیگر رفع می‌کند. هم‌چنین در پایان آن، فهرستی بلندبالا از اصطلاحات به‌کاررفته در کتاب گنجانده شده و توضیحاتی سودمند درباب آن‌ها ارائه شده است.


مشاهده لینک اصلی
معمولاً انسان‌هاي بزرگ، حرف‌هاي بي‌ربط بزرگ هم می‌گویند


مشاهده لینک اصلی
بهترین کتابی که نویسنده باید نوشته هایش را به سطح بعدی برساند

مشاهده لینک اصلی
ج٠... ي٠\"

مشاهده لینک اصلی
برای کمک به درک بخشی از این کتاب، به کمک نیاز دارم

مشاهده لینک اصلی
من عاشق سارتر هستم و این، اگر شما می توانید از طریق فصل و پاراگراف های طولانی خود را دریافت کنید، یک داستان شگفت آور درخشان ادبیات فرانسه است.

مشاهده لینک اصلی
یک متفکر بزرگ همیشه ما را به انعکاس می کشد http://goo.gl/r7OnK

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ادبیات چیست


 کتاب کودکی یک رئیس
 کتاب مرگ
 کتاب کلمات
 کتاب تهوع
 کتاب مسئله اسپینوزا
 کتاب دروغ گویی روی مبل