کتاب تصویر دوریان گری

اثر اسکار وایلد از انتشارات افق - مترجم: محسن سلیمانی-اگزیستانسیالیسم

اسکار وایلد هدایای عظیم خود را برای مشاهدۀ اعتراض اجتماعی و داستان نجومی به تصویر دوریان گری هدایت می کند، داستان رویایی او در مورد یک مرد جوان که روح او را برای جوانان و زیبایی های ابدی به فروش می رساند. این جفت، که برای همیشه باقی می ماند، بدون تغییر، تلخ، هودنیست، بیهوده، و آمورا - در حالی که یک نقاشی از او سنین و به طور فزاینده ای با سال ها رشد می کند، بیش از صد سال است که وحشتناک، دلربا، وسواس و حتی فریب خواننده است. با توجه به خواننده در اتاق های اتاق نشیمن لندن، به زیبایی های زیباییشناسی، و عمق نابودی، تصویر «دورین گرای» نه تنها ملودرام در مورد فساد اخلاقی است. با توجه به نقاشی های بامزه و نقاشی های زیبا از نقاشی های طبقه بالا، این یک نگاه شگفت انگیز به محیط پیرامون دنیای دنیای ویلد و مانیفست اعتقاد "هنر برای هنر است".


خرید کتاب تصویر دوریان گری
جستجوی کتاب تصویر دوریان گری در گودریدز

معرفی کتاب تصویر دوریان گری از نگاه کاربران
@ هنرمند خالق چیزهای زیبا است. برای آشکار کردن هنر و پنهان کردن هنرمند هدف هنر است. منتقد او کسی است که می تواند به شیوه ای دیگر و یا یک ماده جدید به تصور خود از چیزهای زیبا ترجمه کند. بالاترین، به عنوان پایین ترین شکل انتقاد، حالت اخباری است. کسانی که معانی زشت در چیزهای زیبا را فاقد جذابیت می دانند. این گسل است. کسانی که معانی زیبا را در چیزهای زیبا پیدا می کنند کشت می شوند. برای این امید وجود دارد. آنها منتخب هستند که چیزهای زیبایی فقط زیبایی هستند. هیچ چیز مانند یک کتاب اخلاقی یا غیر اخلاقی وجود ندارد. کتاب ها به خوبی نوشته شده یا نوشته شده اند. این همه است ناسازگاری قرن نوزدهم در مورد رئالیسم، خشم کلابین است که چهره اش را در شیشه ای می بیند. نابودی قرن نوزدهم رمانتیسیسم، خشم کلابین است که چهره اش را در شیشه نمی بیند. زندگی اخلاقی انسان بخشی از موضوع است. ماده هنرمند، اما اخلاق هنر شامل استفاده کامل از محیط ناقص است. هنرمند هیچ تمایلی به اثبات هر چیزی ندارد حتی چیزهایی که درست هستند میتوان ثابت کرد. هیچ هنرمندی سپیده دم اخلاقی نیست همدردی اخلاقی در یک هنرمند، شیوه ای غیر قابل تحملی از سبک است. هنرمند هیچگاه مضر نیست. هنرمند می تواند همه چیز را بیان کند. اندیشه و زبان به ابزاری هنرمند هنر است. معیار و فضیلت به مواد هنرمند برای هنر است. از منظر فرم، نوع تمام هنرها هنر نوازنده است. از نقطه نظر احساس، هنرپیشهها نوعی هنر است. همه هنرها به صورت یکنواخت و نماد است. کسانی که زیر سطح قرار می گیرند این کار را در معرض خطر قرار می دهند. کسانی که این نماد را خوانده اند این کار را در خطر خود انجام می دهند. این تماشاگر و نه زندگی است که هنر واقعا آینه است. تنوع نظر در مورد یک اثر هنری نشان می دهد که کار جدید، پیچیده و حیاتی است. زمانی که منتقدین مخالف هنرمند هستند، با هنرمند هماهنگ است. ما می توانیم انسان را برای انجام یک کار مفید ببخشیم تا زمانی که او را تحسین نکنیم. تنها دلیل برای ساخت یک چیز بی فایده این است که آن را به شدت تحسین می کند. همه هنر کاملا بی فایده است. @ این چگونه کتاب شروع می شود. (آیا شما همه چیز را خواندید؟ بروید، این کار را بکنید) با احترام، من واقعا هیچ چیز دیگری در این بررسی ندارم جز این که من اسکار وایلد را تحسین میکنم و کاملا شرم آورانه اضافه خواهم کرد که او به نیل پاتریک هریس و آندرسون کوپر در لیست من از مردان مادلین می خواهد به رفتن به خرید کفش با.

مشاهده لینک اصلی
زیبایی: در جهان هیچ قیمتی وجود ندارد که برای داشتن این تجربه بی نظیر یا داشتن این نهاد موقت، پرداخت نمی شود. زیبایی فقط یک ارزش نیست اما، به برخی، بیشتر از یک فضیلت است، که با آن میتوانند ویژگیهای دیگر فرد را به خود اختصاص دهند. داشتن و حفظ این زیبایی جادویی ناخوشایند و ناخوشایند، تمایل نهایی برای بسیاری از کسانی است که با زیبایی زیبایی شناخته می شوند و توسط این جانور نامرئی تحریم شده اند. این یک داستان از یک جنگ غیر قابل توضیح بین زیبایی و یک جانور است. در این مورد، زیبایی زیبایی نیست، بلکه دروغ زندگی است و جانور یک حیوان نیست، بلکه تصویری از گناهان زندگی است - نقاشی زیبایی. در حالی که زیبایی در تئاترهای موسیقی و احزاب رقص در کفش های نجیب خود و کت های خودخواهانه راه می رود، حیوانات در محوطه قدیمی و گرد و خاکی که زیبایی آن را شکل داده است، ساق پا، قفل و قفل می شود. زیبایی لذت بردن از آزادی تازه خود را پیدا می کند، زیبایی را تحسین می کند و توجه و تحسین او را می گیرد. حیوانات خوش شانسی درباره ماجراهای خبیث و رفتارهای غیر اخلاقی زیبایی نیست. او هر وقت زیبایی را به مسیر اشتباه می اندازد یا هنگامی که زیبایی یک نفر را به دردسر می کشد، هرگز گریه نمی کند. مردم این زیبایی همیشه درخشان را حس می کنند و هر کس می خواست او را داشته باشد. اما او آنها را از مالکیت آنها جدا می کند و این خودخواهی او را افتخار می کند. با این حال، غرور ذاتی به زودی او را به عنوان یک معجزه خشمگین به خطر می اندازد. درگیری بین زیبایی و جانور تبدیل به یک تصویر غیر قابل حل و ناخوشایند شده است. حیوانات برای گناهان زیبایی، زندانی شده و از جهان خارج پنهان شده اند. با این حال، لعنت بر روی حیوانات نیست بلکه زیبایی است. و رستگاری در دست زیبایی نیست، بلکه حیوانات. به این ترتیب داستان در قالب شگفت انگیزی از سوی یک افسون سرگردان، دوشیزه دلسوز، خانم احمق، یک مرد نابالغ، یک برادر انتقام آور و یک نقاش ناخوشایند می رود. آنها حیوان را تصور می کنند، اما آنها به نظریه وجود خود رضایت نمی دهند. آنها زیبایی را می دانند اما زشتی او نیست. کمی آنها می دانستند که آنها، زیبایی و جانور، یکسان هستند.

مشاهده لینک اصلی
یک کتاب جالب متن و نحوه داستان گفته شده بسیار خوب است. برخی از چیزهایی که من دوست نداشتم وجود داشت: چگونه دوریان به سرعت به عشق سیبیل می افتد. در عرض چند هفته من کاملا در عشق بودم. علاوه بر این، او به طرز وحشیانه در عشق او را برای اولین بار او را دیدم و همه چیز عشق و خوشبختی بسیار سریع بود. به نظر من چیز دیگری باید وجود داشته باشد، به جای آن که همه چیز را به سرعت انجام دهد. من تقریبا در پایان این کتاب را دوست نداشتم، زمانی که جیمز وین دوریان را پیدا کرد، به طور ناگهانی 18 سال صرف کرده بود. من فکر نمی کنم که در 18 سال به هیچ وجه اتفاق نیافتاده باشد، شاید بتوانم آن را به 5 یا 10 سال کوتاهتر، آن زمان منطقی تر بود. چیزی که من دوست داشتم توصیف هنری بود، به خوبی روایت شده است. من هم داستان را به طور کلی دوست داشتم؛ پیام تحویل داده اسکار وایلد: ترس از پیری، مرگ و فشار (توسط Dorian) برای حفظ زیبایی فیزیکی آن، در حالی که وایلد و انتقال که همه چیز به زیبایی فیزیکی در زندگی است. کتاب جالب توجه است، اما با فوریت بسیار زیادی بین شخصیت ها، که کاملا با در نظر گرفتن زمان آن نوشته شده است.

مشاهده لینک اصلی
کامل.

مشاهده لینک اصلی
سومین بار من برای خواندن یک کار اسکار وایلد و من هنوز هم آن را دوست دارم. با این حال، من ترجیح می دهم دو نفر اول: De Profundis (خارج از Dephts) و شاهزاده مبارک و داستان های دیگر. من در ابتدای داستان خودم و داستانهای تیزهوش و تیز خودم را در 12 داستان کوتاه در دومین قسمت از خودم پریشان کردم. این دو دلیل، به نظر من، در اینجا تنها در رمان خود «تصویر دوریان گری» نیست. این داستان داستان مرد جوان بسیار خوش تیپ، دوریان گری است که به سختی تحت تاثیر هنرمند هنری اشرافی لرد هنری واتون قرار گرفته است تا باور کند که دوریانا زیبایی € ™ تنها چیزی است که با او مهم است. با توجه به اینکه زیبایی خود را از دست می دهد با توجه به سن، تحسین برانگیز است، او می خواهد که نقاشی که توسط ریحان هالوارد ساخته شده است یکی از قدیمی ها باشد تا بتواند زیبایی او را حفظ کند. با توجه به علت ناشناخته (همانطور که در کتاب مربوط به معامله وی با شیطان وجود ندارد) این واقعیت تبدیل می شود و او زمانی 19 ساله است که قرار است 37 سالگی باشد. فکر می کند که او به جاودانگی هدایت می شود، او معتاد می شود وجدان و او مرتکب جنایات شده است. آنچه که من در مورد کتاب دوست داشتم، گفتگوهای درخشان و طنز است. لرد هنری این تمایل دارد که افسانه های فلسفی عمیق خود را در مورد همه چیز بپوشاند و حتی اگر من با بعضی از دیدگاه هایش موافق نباشم. تصویر برداری از ویکتوریا انگلیس نیز جالب است و می تواند با تنظیمات Austenâ € ™ مقایسه شده است. من همیشه فرهنگ های دیگر قرن ها را فراموش کرده ام، مخصوصا اگر به طور واضح در ادبیات کلاسیک نوشته شده توسط یکی از استادان توضیح داده شود. من نیز دوست داشتم که در پایان یک درس اخلاقی وجود دارد: جرم نمی پردازد.\nآنچه من دوست ندارم این است: (1) ارجاع به زیبایی مردانه - بسیار ادوارد کالن. من جذابیت خودم را دارم و می دانم که آیا یک مرد خوش تیپ یا ساده است، اما نمی توانم با افرادی که تماشای زیبایی مردانه دارند ارتباط برقرار کنم. این فقط فنجان چای من نیست. (2) انتظار اشتباه من - فکر کردم این ترسناک بود. من یادم میآید که وقتی این پسر بچه در استان بود، اقتباس کمیک از این داستان را خواند، و حتی در آن سن، من را ترسید. تصویری که تمام چروک ها و کلاغ ها را در حالی که زیبایی جوان باقی می ماند، بی نظیر و کامل است، بسیار نامطلوب است و من دیگر نمی توانم به آن فکر کنم. حالا، زمانی که گروه فیلیپینی اینجا در Goodreads این را انتخاب کرد که کتاب کلاسیک جولای ما باشد، فکر کردم که خواندن داستان از منبع اصلی و گفتن وایلد، من را کاملا ترساند. فکر کردم خیلی از او انتظار داشتم. شیطان حتی نقش قهرمانانه ای نداشت. به یاد داشته باشید که یک رمان گوتیک کمتر محبوب، Walpole's Castle Otranto حتی قادر به یک جرقه کوچک من بود. من هیچوقت اینجا نبودم. (3) شخصیتی نیست که بتوانم با آن تأکید کنم. ویکی گفت که در مصاحبه با وایلد، نویسنده ذکر کرده است که او بخشی از سه شخصیت اصلی بود: دوریان، باسیل و لرد هنری. در این بخش ذکر نشده است که مشخصه های هر کدام از آن بخش هایی از او به عنوان یک فرد است. بر اساس تصاویر اینترنت خود، وایلد به نظر دوریان نگاه نکرد، بنابراین من حدس می زنم دوریان همان چیزی است که او برای عاشق مرد (از جمله آلفرد داگلاس) دوست داشت. آه بله، تصور میکنم که عقل و هدیه ویلد باید با لرد هنری قابل مقایسه باشد. و ریسیل که از پرتره دوریانا می ترسید؟ این باید خودش را ببندد. با وجودی که از کتاب شگفت انگیز دور نیست، به طور کلی، من هنوز آن را دوست داشتم و کاملا از آن خوشم نمیآمد. پس از همه، این کلاسیک است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب تصویر دوریان گری


 کتاب خاطرات خانه اموات
 کتاب مسئله اسپینوزا
 کتاب عشق به زندگی
 کتاب هر روز یک قدم نزدیک تر
 کتاب اراده قدرت
 کتاب بیگانه