کتاب زن در ریگ روان

اثر کوبو آبه از انتشارات نیلوفر - مترجم: مهدی غبرایی-اگزیستانسیالیسم

«زن در ریگ روان» نام رمانی اثر کوبو آبه است که در سال ۱۹۶۲ نوشته‌شده‌است. فیلمی نیز به همین نام با کارگردانی هیروشی تشیگاهارا از این داستان ساخته‌شده‌است. کوبو آبه به وسیلهٔ این رمان و فیلم شهرت جهانی یافت. این رمان اولین اثر وی بود که به انگلیسی ترجمه شد. قبل از دههٔ ۱۹۷۰ این کتاب به بیش از ۲۰ زبان زنده دنیا ترجمه شده‌بود. این اثر وی یکی از مهم‌ترین رمان‌های ژاپن قبل از جنگ است. این رمان، تجربیات کابوس مانند یک معلم و حشره‌شناس به نام نیکی جامپی را روایت می‌کند که توسط گروهی از افرادی که پایین یک تپه شنی بزرگ زندگی می‌کنند به اسارت گرفته شده‌است.


خرید کتاب زن در ریگ روان
جستجوی کتاب زن در ریگ روان در گودریدز

معرفی کتاب زن در ریگ روان از نگاه کاربران
داستان مردی که توی کلبه‌ای شنی گیر می‌افته و درصورتی که خونه رو شن‌روبی نکنه کشته می‌شه. درواقع مرد رو مجبور به موندن توی خونه کردن. حالا این مرد یا باید فرار کنه، یا باید به این سرنوشت تن بده
(برای از بین نرفتن کیف و حالِ خوندن کتاب، خیلی خیلی داستان و المان‌هاش رو خلاصه کردم)

مساله اینجاست که این شن‌روبی و این‌ کارهای روزمره، استعاره‌ای از اعمال روتین انسان در زندگیه. درواقع شبیه‌ترین چیز به این کتاب، افسانه سیزیف هست. همون سیزیفی که هر روز باید سنگی رو به بالای کوه می‌غلطوند و سنگ باز به پایینِ کوه سر می‌خورد و این عمل تا انتهای عمر سیزیف ادامه داشت.
مرد تلاش می‌کنه که از سرنوشت(خونه) فرار کنه. سعی می‌کنه هرکاری بکنه تا بتونه به زندگی قبلی‌ش(یک روتین دیگه) فرار کنه.
زندگی قبلی‌ش، روتین دیگه ای بود. درواقع حلقه‌های زیادی برای زندگی وجود داره و انسان نهایتن می‌تونه از این حلقه به اون حلقه پرش کنه اما چیزی که اجتناب‌ناپذیره روتین بودن و غیرانتخابی بودنِ زندگیه. مرد، انتخابی برای رفتن به خونه‌ی شنی نداشت. اما با بودنِ اونجا، برای حفظ جون‌ش مجبور بود که شن‌روبی کنه. هرچند که این کار براش دوست‌داشتنی نبود. از طرف دیگه، کم‌کم بخش‌هایی از این زندگی(مثل زن) براش لذت‌بخش شد. مثل لذت‌های زندگی که می‌تونه مارو در عین اجتناب‌ناپذیری زندگی تسلی بده.
حرف این کتاب، حرف کامو توی کتاب افسانه سیزیف هست. به صورت داستانی. داستانی که خیلی خوب پرداخت شده و خیلی خوب روایت شده و خیلی خوب توصیف شده و خیلی خوب همه چیزهای لازم رو به هم چسبونده و با خوندنش هم لذت می‌بری هم فکر می‌کنی.

شن توی این داستان می‌تونه نمادی از زمان باشه. که توش دستوپا می‌زنیم. ساعت شنی. اگه توش گیر کرده باشی و دست و پا بزنی، غرق می‌شی توش. فقط باید با خصوصیات و ویژگی‌های شن آشنا بشی و بهترین استفاده رو ازش ببری.

همونطوری که توی مقدمه هم ذکر شده، کتاب بار فلسفه اگزیستنسیالیسم رو به دوش می‌کشه.

مشاهده لینک اصلی

کتاب خیلی مهم تر و پیچیده تر و فلسفی تر از چیزی بود که انتظار داشتم
و با این وجود ساده ترین حقیقتی رو که محض یادآوری محکم کوبوند تو صورتم این بود که آدما اگه بعد از تلاش برای فرار از بدبختی هاشون به نتیجه ای نرسیدند و دق مرگ هم نشدند بدون شک آروم و آهسته با بدبختی هاشون دوست میشن،بهش خو میگیرن و این قدر عادت میکنند که دیگه دلشون نمیخواد چیزی تغییر کنه

اگه تو شرایط روحی مناسبی نیستین از خوندن کتاب صرفنظر کنین

مشاهده لینک اصلی
این سومین بار است که من این بررسی را بعد از آن که به عنوان یک دیوار از شن و ماسه سقوط کرد، نوشتم، و در حال حاضر در این کار ظاهرا سیزیف - مانند سرنوشت رمان رؤیایی، محکوم به شن و ماسه در یک گودال نابهنگام، منحرف احساس می کنید که KÅ bÅ Abe به طور کامل از مبارزه های عظیم مبارزاتی که ما با آن مبارزه می کنیم، زمانی که از خودمان می پرسیم چه معنایی برای زندگی داریم، گرفته شده است. و چقدر به معنای زنده ماندن است؟ بعد از اینکه دو بار در حال حاضر یک بازبینی کامل را نوشتم، احساس خستگی ذهنی و فیزیکی می کنم، نیمه غرق در شن و ماسه بی شکل که احساس می کند آن را به من نابود کرده است؛ من بحث کردم که آیا من باید رها شویم - یک مشکل ابدی در زن دو لبه - و در عین حال، همانطور که آبه آن را با نوشتن درباره آن پیش بینی کرد، رهایی از زندگی سخت تر از آن است که به نظر می رسد. انسان ها هنوز به طور طبیعی به حیات خود ادامه می دهند تا بتوانند در یک صحرا زندگی کنند، اما حشرات و پرندگان برای اطمینان از زنده ماندن بسیار طولانی شده اند. به نظر می رسد که آبی به چه اندازه طول می کشد تا زنده بماند. میخواهید زنده بمانید که بخواهید زنده بمانید، با این حال، زنده ماندن در «زن زن و شوهرها» بر مرزهای اخلاق تفکر می شود و به چه میزان و در نتیجه می تواند اخلاق را مانند خطوط دائما در شن و ماسه تغییر دهد. من در مورد خروج فکر کردم، چیزی نگفتم خالی بودن: از بین رفتن روستا در رمان، بدون ردیابی به خاک سپرده شد. اما جذابیت ساختارهای قدرت قوی است، و بنابراین در اینجا، دوباره، خواهم نوشت افکار من - به طوری که آنها در هر کجا وجود دارد، اما در شن و ماسه بدون شکل - اما به همان اندازه مایل نیست که دیگر بنویسید - به طوری که من نمی خواهم از خودم بپرسم، در چه نقطه ای من از دست داده ام؟ اگر به طور مداوم فرسوده می شد، افکار من ریزش می کردند، در چه نقطه ای کافی است. بدیهی است که مبارزات در \"زن زن و شوهرها\" بسیار خشن و کار بر روی هر سطح است (اگر چه یک تفسیر من کاملا مورد علاقه است، ایده گروه بیگانه، گروه خبیث، burakumin که روستاییان را تشکیل می دهند]، با این حال واقعیت این است که من می توانم با دولت نبرد در رمان - بین بشریت و بیگانه، نیروی پر سر و صدا از خرد شدن ابدی شن و ماسه - در مورد اهمیت رمان ها در برجسته کردن جامعه معاصر و بازار آن ارزش ها و سیستم های تبادل ، در مورد فردی علیه توده ها و اینکه چگونه افراد - مانند دانه های شن و ماسه - بخشی از دستگاه فاسد بی پایان می شوند. من فکر می کنم این چند روز پیش یا قبل از اینکه من در نظر بگیرم آیا من باید بررسی کامل تر بنویسید. من چیزهای بیشتری برای گفتن دارم که در اینجا به آن اشاره نکردم: burakumin؛ زن نامدار؛ شن و ماسه که یک شخصیت در حقوق خود و شخصیت خوشمزه رمان و همچنین پیامدهای موجود آن است. یا شاید من عصبانی هستم یا شاید، شاید بیشتر از همه کابوس از همه، من می دانم - بدون توجه به آنچه - من ناراضی از این دولت ناتمام است، و به ناچار به این خواهد رسید، به همان شیوه که یک کارمند اداری که ممکن است رویای ترک کار خود و در حال فرار می دانیم که آنها دوشنبه آینده و دوشنبه آینده و بعدی و بعدی می آیند - و این الگوی، اگر شما به اندازه کافی به اندازه کافی گوش دهید، به نظر می رسد مثل ریتم ریتمیک سرخ مایل به قرمز، بارها و بارها هدر می رود.

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را با چنین امید شروع کردم. چگونه پیش از این من این را مطالعه نکرده بودم؟ آبه شگفت انگیز است، استاد، الهام بخش برای هاروکوی موراکامی مطمئنا، اصلی کافکا ژاپنی است. آه، چه وعده ای دادی؟ و سپس کتاب ادامه یافت. . . @ یک زن بود . . شن وجود داشت . . شیشه ای خالی آب وجود داشت. . . یک گرگ خفته وجود داشت . . یک خورشید وجود داشت @ (ص 125). بپرسید در مورد گرگ خفته. او آنجا را از دست داد. من باید توجه داشته باشم که من هرگز برای شن و ماسه و یا برای سواحل مراقبت نمی کنم، بنابراین فکر یک مرد در یک گودال ماسه ای با کت ماساژ عرق روی بدن او، چشمان چشم و زبان واقعا تصویر کابوس برای من اما این جایی است که راوی ما خود را در جست وجوی خود برای یک سوسک شن و ماسه گرسنگی پیدا می کند. (باید توجه داشت: اگر شما برای شن و ماسه مراقب نیستید، برای شکارچیان شکار نمی کنید.) @ بدون تکرار در زندگی مانند شلیک قلب نمی تواند انجام شود، بلکه حقیقت این بود که ضرب و شتم قلب همه وجود ندارد به زندگی زد @ (ص 177). بله، و بدون هیچ شن و ماسه در زندگی می تواند، اما شن و ماسه خوشبخت است که همه زندگی وجود ندارد. اما از آنجا که فرار از تپه ها به راوی تبدیل می شود، او شروع به صحبت در رابطه با جنس می کند - اگر همه جنبه ها تجاوز معنوی باشد، چرا با هرکسی و نه تنها شریک زندگی خود که مستقیما از آن متنفر نیستید، جنس همه دروغ های وحشیانه است - من شروع به تعجب کردم که چرا من خودم را با این فانتزی شکنجه می کردم، این که آیا این کتاب در هر کجا و به همین دلیل است که من در حال تلاش برای ایجاد یک معتاد به جنس است. من مطمئن بودم که من با 122 صفحه هیچ کاری نکردم، اما کنجکاوی لعنتی من را حفظ کرد و خوشبختانه در 20 صفحه گذشته خود را از دست دادم. من خوشحالم که آن را انجام دادم، اما من آن را برای داشتن بسیاری از منحنی های غیر ضروری در راویان ناراحتی جنسیت خشمگین است. هوم، این یک توصیه است؟ اگر شما خودتان را شروع کرده اید، ارزش آن را برای تکمیل آن صرف کنید. اما مراقب باشید که آن را وعده خود را حفظ نمی کند و خواننده را در یک گودال شن و ماسه جایی که به نظر می رسد برای حدود 100 صفحه فراموش شده است. لذت بردن!

مشاهده لینک اصلی
@ این مانند تلاش برای ساخت یک خانه در دریا بود با مسواک زدن آب کنار. چرا خاک و زمان اغلب با هم مرتبط هستند؟ آیا این خاصیت طبیعی آنها است؟ آیا این تصویر فراگیر از ساعت کریستال یا قابلیت های آن است؟SAND: مجموع قطعات سنگ. گاهی اوقات از جمله باران سنگ، tinstone، و به ندرت گرد و غبار طلا. قطر: 2 تا 1/16 میلیمتر. @ واقعا تعریف بسیار واضح است به طور خلاصه، پس از آن، شن و ماسه از سنگ پراکنده شد و میان خاک رس و سنگ رسیده بود. اما به سادگی آن را یک ماده متوسط ​​می نامید و یک توضیح واقعا رضایت بخش نمی داد. چرا این بود که بیابان های جدا شده و زمین های شنی بوجود آمدند و تنها از خاک های خاکستری خارج شدند که در آنها خاک رس، شن و سنگ ها کاملا مخلوط شدند؟ اگر یک ماده متوسط ​​درگیر باشد، عمل فرسایش باد و آب الزاما هر تعداد اشکال میانملی را در محدوده بین سنگ و خاک رس ایجاد می کند. با این حال، در واقع تنها سه شکل وجود دارد که می تواند به وضوح از یکدیگر جدا شود: سنگ ها، شن و خاک رس. علاوه بر این، شن و ماسه هر جا که باشد؛ به اندازه ای عجیب و غریب، تقریبا هیچ اندازه ای از دانه ها وجود ندارد که آیا از کویر Gobi یا از ساحل انوشیما آمده است. اندازه دانه ها تغییرات بسیار کمی را نشان می دهد و منحنی توزیع گاوسی را با میانگین واقعی 8/8 میلی متر نشان می دهد. (13) رمان کوبه ابز مانند داستان واقع گرایانه خواندن است، اما شکل یک مثل را می گیرد. معلم مدرسه توکیو در یک سفر انتحاری / حشرات جمع آوری می کند (در آغوش نابوکویایی). برخی از نظرات انتقادی، روانکاوی، جایی که تمایل به جمع آوری حشرات به یک مقابله با ادیپ نوجوان کمک می کند، ساخته می شود. هرچند که نظر های مخالف، آنها به طور مساوی چیزی از چیزی نداشته و در هوا ناپدید می شوند. بدون هشدار معلم به یک روستای ماهیگیری با ویژگی های عجیب غرق می شود. معلم سوال می شود و هنگامی که او شواهد کافی را ارائه می دهد که @ inspect @ hes @ اجازه نمیدهد @ با زن روستایی محلی باقی بماند. در خانه این زن، شن و ماسه فراگیر است. این دائما تهاجم می کند.این ماسه چیست؟ آنها به طور مساوی نیروی مخرب و غیر قابل انكار تجمع زمان هستند و این كه زندگی را پشتیبانی می كند، به عنوان یک پمپ مکش بسیار مهمی كه از آب شیرین تازه فیلتر شده است، عمل می كند. مرد و زن باید به طور مداوم ماسه را خارج از خانه بچیند تا بتواند قابل سکونت باشد. @ شن و ماسه نه تنها جریان دارد، بلکه این جریان نیز شن و ماسه است @ زن در تپه ها چه کسی است؟ آیا او تکرار دیگری از Sibyl Cumaean است؟ اون مرد کیه؟ نام او، نیکی جومپی، به ما چیزی نمی گوید. آیا او سیزیف است؟ جنایت او چیست؟ آیا مهم است؟ آیا همه ما هر روز، در حفره های بزرگتر یا کوچکتر، هرگز ماسه را از بین نمی بریم؟ آیا نگهداری زندگی روزمره برای حفظ نظم زندگی ضروری نیست، در برابر هرج و مرج مخرب تغییر طبیعت؟ در اینجا یک طرح وجود دارد، اما من آن را خراب نمی کنم. بی نظمی در حالی که شما خواندن نیم سرگرم کننده است. یک کلمه هشدار: اگرچه من به طور کامل به عنوان کارگر به عنوان مددین / اگزیستانسیالیسم کار می کنم، کمال اندیشی وجود دارد و سیاست های جنسی مشکل ساز هستند (البته قطعا جشن نمی گیرند). اگر تصمیم به خواندن این را داشته باشید، به عنوان تحقیق کمی قبل از خواندن بر روی آن به عنوان ممکن انجام دهید. سپس @ burakumin @ را جستجو کنید. توصیه می شود برای افرادی که دوست دارند احساس عجیب و غریب و تفکر زیادی. 3.75 / 5 ستاره

مشاهده لینک اصلی
اگر زندگی فقط از چیزهای مهم تشکیل شده باشد، این واقعا یک خانه خطرناک از شیشه خواهد بود، که به ندرت به کار گرفته می شود. اما زندگی روزمره دقیقا همانند سرفصل ها بود. و بنابراین همه، دانستن بی معنی بودن وجود، مرکب قطب نما خود را در خانه خود قرار می دهد.\nتجربه من در ادبیات ژاپنی با Haruki Murakami آغاز می شود و به پایان می رسد که ادبیات بسیار ژاپنی است. یا آنها می گویند کسانی که یک یا دو چیز را در مورد این موضوع می دانند. بنابراین، از لحاظ فنی، این اولین من است. تمثیل در داستان کوبه آبز بیشتر یا کمتر واضح است اما آنها را به هیچ وجه کمتر قابل توجه یا عمیق نمی کند. عمیق به عنوان گودال شن و ماسه که در آن شخصیت اصلی خود را بدون هیچ راهی برای فرار. ممکن است یک گودال باشد اما همچنین یک خانه است. خانه یک زن بیوه که زندگی خود را به شخم زدن برای شن و ماسه برای سود مشترک روستا اختصاص داده شده است. با این حال، آنها تنها در آنجا تنزل می کنند، زیرا خواننده نمی تواند کمک کند، اما با آنها می شود. همانطور که طرح توسعه می یابد، یک احساس غرورآمیز تلفیق می شود و زمانیکه افکار وجودی قهرمانان به پا ختم می شود، خواننده قبلا در روح و روان اشغال شده است. همانطور که گفتم، برخی از این تمثیل ها واضح است اما برای من، آنها باعث می شوند که این رمان بزرگ باشد. آنها زن را در تپه ها می سازند که در واقع اساس آن است: یک رمان موجود و تفسیری در مورد شیوه زندگی مدرن و ساختارهای اجتماعی که زندگی ما را تعریف می کند. در دنیایی که مردم زندگی می کنند در یک روال روزانه کار می کنند که ما را با چیزهایی که آنها را کمی پایدار تر می کند، رمان Abes بی اعتنایی می کند. اگر من مجبور شدم بخشی را انتخاب کنم که مورد علاقه من باشد، این استعاره عنکبوت در لامپ در فصل 27 خواهد بود. این است که در آن، رمان به نظر من به سطح دیگری می رسد. زن در دوک ها یک رمان مهم قرن بیستم که، از طریق فضای پر حرارت و داستان کافکا، چندین پرسش بی وقفه را در مورد جامعه مدرن مطرح می کند. من آن را به تقریبا همه توصیه می کنم. بیش از درب های آهن، بیش از دیوارها، این خلال کوچک است که واقعا باعث می شود زندانی در قفل شدن احساس کند.

مشاهده لینک اصلی
مرد، این کار سختی است. من قصد دارم مردم را به من بگویم که فقط به دلیل اینکه شما خسته شدید، به این معنا نیست که این یک جزء فوق العاده از ادبیات است. بدون تردید، متن اصلی ژاپنی برای جلب رضایت جایزه (ها) فوق العاده بود، اما این ترجمه صرفا قابل استفاده سپس، ایده یک مثل، حفظ داستان و نوشتن ساده است تا پیام شما را به طور واضح ارسال کند. با این حال، خانم ها و خانم ها، من توانا خسته شدم. هشت روز به من برای خواندن 241 صفحه رسید. (اوه، به هر حال، تعداد صفحات در این نسخه غلط است. 241 صفحه، 256 نیست.) هر کسی که من را می شناسد، دهان آنها فقط به طبقه می آیند. ببخشید، من تعجب کردم، حتی آن را تمام کردی؟ خوب استدلال من ساده است: من شاهد یک موازی بین انتخابات اخیر آمریکا بودم و به نظر میرسید که تلاش اصلی شخصیت اصلی ما برای مدت زمان طولانی ادامه دارد. در اینجا او، صدای دلیلی است که با انتخاب راه حفر کردن یا با گذشت زمان، به دلیل بی وقفه زنده به خاک سپرده شده است. در نهایت، کتاب واقعا در مورد آن واقعا نداشت. در آن زمان متوجه شدم که من در داستان به طور متوسط ​​سرمایه گذاری کرده ام و کتاب کوتاه است، پس چرا پایان نمی دهد؟ این پیام را اینجا می دانید؟ خوب، اگر مهارتهای درک خواننده من به من ناسپاس باشد، من اعتقاد دارم که این کتاب در مورد، به سادگی، روزانه خرد و چگونگی همه چیز بی معنی است اگر شما بخشی از استخر کار است. به دنیا آمدید، ما به مدرسه می رویم، ازدواج میکنیم، بچه ها داریم، و در میان همه چیز، ما کار می کنیم، می خوریم، ما شاش، ما گه، ما فاک، ما خواب، و ما وانمود می کنیم که معنای بزرگتری برای جهان وجود دارد . و همینطور. آیا این دیدگاه نیهیلیستی است؟ مطمئن نیستید که یک توصیف کامل کافی برای این قطعه باشد. ببینید، نویسنده اعتراف می کند که در هنر به امید وجود دارد. اما اگر انتخاب کنید که فقط روزانه گرید را دنبال کنید، بله، زندگی شما می تواند و به عنوان بی معنی دیده می شود. نمی گویم برای شما بی معنی است، اما این تعیین می تواند اعمال شود. آیا پیام مهم است؟ من اصلا فکر نمی کنم برای دیدن هنرمندانی که از کسانی هستند که قارچ ها را در مک دونالد و یا کسانی که ساختمان ها را می سازند و یا افرادی که لباس های مایع منی خود را در آخرین هتل که در آن جا ماندید، شسته و رفته است، بیش از کمی حرکت دیک است. همچنین در این کتاب کمک زیادی به تجاوز به عنف دارد. این ایده که هر مرد یک آدم ربایی است در انتظار آن است که نمی تواند کنترل کند که جایی که دیک خود را پس از خونریزی اش حرکت می کند و فقط باید با آن مقابله کند و از آن لذت ببرد زیرا این اتفاق به هر حال اتفاق می افتد. از طرف هر شخص ثالثی که خارج از آن هستید، می توانید آقای آبه خود را فریاد بزنید. در مجموع: در مورد این یکی بیشتر چیز دیگری نیست. پیام به سمت انتهایی روشن می شود، اما من کسی نیستم که در روزنامه گری مشارکت می کند، بنابراین خواندن این مطلب بیشتر شبیه نویسنده ای بود که به گروه کر مشغول بود. اگر شما نگران این باشید که شما ممکن است یک زندگی ملایم زندگی کنید، فکر می کنم خواندن این کتاب ممکن است شما را بیدار کند. من نمی دانم. زندگی شما و تصمیم شما برای ایجاد آن است. برای این ایده ای که من فقط یک ضمیمه دیک من هستم، نمی توانم بپردازم، اما چه باید بکنم. من حدس می زنم شما نمی توانید آن را بخوانید ... در خلاصه: خسته کننده، به عنوان تنها تنها چیزهای ساده می تواند باشد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب زن در ریگ روان


 کتاب بر قله های نا امیدی
 کتاب در کافه اگزیستانسیالیستی
 کتاب زن در ریگ روان
 کتاب کتاب دلواپسی
 کتاب دوزخ
 کتاب پرومته در جهنم،دیدگاه ها و فلسفه کامو