کتاب من چگونه اروین یالوم شدم

اثر اروین دی. یالوم از انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه - مترجم: اعظم خرام-اگزیستانسیالیسم

ساعت سه صبح از خواب پریدم. بالشم از اشک خیس شده بود. به آرامی از رختخواب بیرون خزیدم تا مریلین بیدار نشود. به دستشویی رفتم. چشم‌هایم را خشک کردم و همان دستورالعمل‌هایی را که چهل سال است برای بیمارانم تجویز می‌کنم، خودم انجام دادم: «چشم‌هات رو ببند، خوابت رو در ذهنت مرور کن و بعد هرچی را که در خواب دیدی یادداشت کن»…

اروین یالوم این‌بار نه بیماران و مراجعه‌کنندگان، بلکه شخص خود را دستمایهٔ روایت قرار داده و داستان زندگی‌اش را از نوجوانی تا امروز با نگاهی روانشناسانه و نقادانه نوشته است. از چگونگی نوشتن تک‌تک کتاب‌هایش گفته و از زندگی شخصی و همسر و فرزندانش؛ از سفرها و علایقش تا رنج‌ها و خطاهایش.


خرید کتاب من چگونه اروین یالوم شدم
جستجوی کتاب من چگونه اروین یالوم شدم در گودریدز

معرفی کتاب من چگونه اروین یالوم شدم از نگاه کاربران
.قطعاً اگر علاقه مند به نوشته‌های یالوم باشید داستان زندگیش هم براتون جذاب خواهد بود. خصوصاً اگر این داستان رو خود یالوم با نگاه روانشناسانه و عمیقش نوشته باشه.

البته باید بگم بعضی بخش های کتاب حس می کردم از بعضی دوره‌ های زندگیش سریع عبور کرده و جزییات کمی گفته و اکثر بخش‌های کتاب به اندازه دوران کودکی و نوجوانی تاثیر گذار نوشته نشده.


مشاهده لینک اصلی
کسانی که کتاب های یالوم را دنبال میکنند یک تم ثابتی را شاید در کتاب هایش میبینند و طبیعتا هر انسانی تم های ثابت و محدودی برای ارایه دارند و هر بار با بسته بندی جدیدی ان را ارایه میدهند.خواندن این کتاب این فرصت را به خواننده میدهد که ریشه های تم های کتاب های او را درک کند.نکته خوب بیان صادقانه نقاط ضعف هایش در زندگیش است که بخوانندگان کتابش کمک میکند او را فراتر از یک انسان بحساب نیاورند.البته احساس میکنم بر روی نکات مثبتش گاه گزافه گویی کرده است.یکی از مزایای خاطره نویسی اشراف و تسلط انسان است به کلیت زندگیش.و شاید این کتاب به خواننده کمک کند که با نوشتن کتاب زندگیش نه بمنظور چاپ شدن بلکه یافتن یک تصویری از زندگیش باو کمک کند.خواندن کتاب را بانسان هایی که به کشمکش ها حیاط انسانی علاقه مندند توصیه میکنم

مشاهده لینک اصلی
به عنوان خواننده مشتاق Yalom، من خوشم میاد خواندن خاطرات خود را. با توجه به این که او این خاطرات را به عنوان آخرین کتابش در نظر داشت، من مظنون شدم که این تجربه پیچیده تر (هر دو برای او به عنوان نویسنده و برای من به عنوان خواننده) باشد. من اغلب در هنگام نزدیک شدن به پایان هر یک از کتابهای Irvin آهسته، آرام کردن آخرین صفحات و تاخیر در پایان اجتناب ناپذیر. دانستن این بود که این آخرین کتابش بود که با آن درک شده بود، احساس از دست دادن را از ابتدا تا انتهای آن مخالف بود. کاملا مناسب بود که ایرین این اطلاعات را به صورت عمومی برای خوانندگانش به جای خفه کردن از آن ارائه کرد. نه تنها این نوع شفافیت را نشان می دهد که در مدت طولانی از کار درمانی خود حمایت می کند، بلکه به عنوان نمونه ای از یک رویکرد غیرقابل اجتناب به پایان می رسد. پس از آن خوانندگانش نه تنها به بیمارانش فرصتی برای مشارکت در چیزی معنی دار می دانند که محدود است. ایرین این انتخاب خود را نه یک بار بلکه چندین بار در طول زندگی خود انجام می دهد. با بازنویسی همه سالهای کار گروهی و فردی ما با بیماران مبتلا به ناتوانی، ما میبینیم که در انتخاب او برای هر دو بیمار و بیمار، ارزش دارد. ما همچنین در زندگی شخصی خود می بینیم که انتخاب های مشابه آشکار هستند. در 86 سالگی او دوستان نزدیک، همکاران، اعضای خانواده و اعضای گروه منحصر به فردی از رهبران درمانگر خود را از دست داده است. ایروین همچنان درگیر اجتناب از انتخاب است. عشق و از دست دادن همراهی هر بار برنده شدن از پیوست ها به منظور کاهش ضرر به دست می آید. با توجه به این که او عمدتا از زندگی کاری خود برای فلسفه دادن به چنین مسائلی اختصاص داده است، «خودمحور» فرصتی منحصر به فرد برای یادگیری درباره آنچه که او در مورد چگونگی وقوع حوادث زندگی خود آگاه است و موجب تحول این ایده ها می شود، فراهم می کند. در زندگی، مانند بسیاری از داستان های خوب، فصل های اولیه اغلب تأثیر نامتناسازی زیادی در شکل آنچه که باید می آیند. ما یاد می گیریم Irvin از زندگی اش در دوران کودکی لذت نبرد. با پدر و مادر مهاجر سختگیر اما ناشناخته که در شرایط نادان زندگی می کنند، او به عنوان تنها یهودی در میان مسیحیان و تنها بچه سفید در یک محله سیاه، مواجه شد. او از زندگی بهتر و نجات است. او بعدها از غرور خلقت خود هیجان زده شد، اما همچنین تصدیق از دست دادن ذاتی در آن بود. ایروین با لوکیشن عقب ماندگی، زندگی خود را بازتاب می دهد و ما را به یک کل مجموعه ای از افراد معرفی می کند که هرچند نه مراقبین اصلی او، بدون آنکه به طور کامل در آن زمان شناخته شود، به عنوان مربیان خدمت می کرد. مهمترین آنها مریلین همسرش است. یک لحظه محکم در تاریخ ایروین زمانی بود که او با خشم فراوان مادرش در 14 سالگی روبرو شد. رابطه او با او همیشه فریبنده بود، اما زمانی که پدرش با درد های شدید قفسه سینه بیدار شد، سرزنش بلافاصله به او تبدیل شد. او توضیح می دهد که مادرش فریاد می زند: \"شما او را کشتید!\" مهربانی از دکتر دیدار که او را از این مسئولیت فوری تسکین می داد لحظه ای مشخص بود. ایروین از این نقطه می دانست که دوست دارد به دکتر تبدیل شود و قدرت آن را برای دیگران فراهم کند. کنتراست بین مادرش نگرانی برای او و همدلی شهود پزشکان او را در یک مسیر شغلی قرار داد که به موجب آن توانایی «امپاتیزیس» در واقع نقش مهمی ایفا می کند! این جهت گیری در طول تحلیل خود، زمانی که این قسمت را در زندگی خود بازنویسی کرد، بیشتر تایید شد. پاسخ گرم که از تحلیلگر متقاعد شده و قاچاق شده او دریافت کرد، موضع خود را نسبت به همدلی بودن آن چنان که هرگونه «تفسیر» در درمان بیماران موثر بود، کریستالی کرد. از این رو، ایروین بیشتر و توانایی او برای همدردی با دیگران را بهبود بخشید، و بیشتر احساس گناه او را نسبت به ناتوانی اولیه اش در تضاد با والدین خود، در حالی که زنده بودند تجربه کرد. بعدها در خاطراتی از برخورد او با درمانگر مشهور ویکتور فرانکل فرصت بیشتری برای او برای بررسی رابطه او با همدلی فراهم می کند. ما یاد می گیریم که زمان بندی نیز نقش مهمی در توانایی فرد دارد تا به طور کامل به آنچه که در هر جلسه شنیدند، باز باشد. ایروین به طور برگشتی دیدار کرد که چگونه در طول زمان وی با ویکتور بود، او آماده نبود تا به طور کامل در آغوش بگذارد و به وحشت اقامت وی ​​در آشویتس بپیوندد. او در هنگام ملاقات با دیگر کارشناسان برجسته در این زمینه، به یادداشت های آگاهانه خود توجه می کرد تا این فرصت را برای یک جلسه کاملا همدلانه ذهن از دست ندهد. او توانست با Rollo May دست و پنجه نرم کند. بعدا در خاطرات، موضوع دوباره ظاهر می شود. این بار ایروین یک دوست طولانی مدت را که از او خواسته بود در مورد تجارب زندگی خود در طول اشغال مجدد ناتو در بوداپست توضیح دهد، بحث می کند. ایروین دردناکا آگاه بود که آنها از این تجربیات، 50 سال از دوستی خود سخن می گفتند، تا زمانی که این کار را انجام ندادند. دوست او می دانست که ایرین آماده نیست تا این اطلاعات را هضم کند. با داشتن یکپارچگی آشنا و ظرفیت همدلی در حال رشد، ایرین توانست ...

مشاهده لینک اصلی
چنین نور خواندنی بود، این یک کتاب عادی بود، نه با ایده های خیلی زیاد. شاید کمی برای اطلاعات زیادی در مورد تمام کتابهایی که او نوشت، اما از شور و شوق خود برای نوشتن لذت بردم

مشاهده لینک اصلی
تحت تأثیر قرار نگرفت

مشاهده لینک اصلی
یک کتاب است که بسیاری از انزوا را اضافه می کند

مشاهده لینک اصلی
دکتر یالوم یک روانپزشک و نویسنده بسیار با استعداد است که کتابهای قبلیاش، از جملهLoves Executioner @ و @ نی نیچه Wept، @ در میان علاقه مندان من بود. او دوازده نفر دیگر را که به طور گسترده ای در ایالات متحده و اروپا خوانده شده است نوشت. در ده فصل اولBecoming Myself @ او از گفتگو با بیمارانش به عنوان دستگاه ورود به دوران کودکی خود استفاده می کند. پدر و مادرش در واشنگتن، مهاجران یهودی روسیه، متولد شده بودند، به سختی تلاش کردند تا فرصت هایی را برای ایروین و خواهر بزرگشان، تنها برادرش، ایجاد کنند. اما همانطور که یالوم شروع به توصیف زندگی بزرگسال خود می کند، به نظر می رسد که در آب های کم عمق موفقیت های حرفه ای او، به نظر می رسد نوشتن یک روایت خلاصه شود. فقط در فصل پایانی،A Novice in Growing Old @ Yalom بازگشت به صمیمیت من امیدوار بودم پیدا کنم. از نظر او ازدواج و زندگی خانوادگی، یالوم به نظر می رسد که بزرگسالی از نظر استرس آزاد است - که شامل یک ازدواج به ظاهر کامل از عزیزان کودکی و فرزندان آسان و سازگار است. او مرا خواند و گفت که باید چه بگوید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب من چگونه اروین یالوم شدم


 کتاب مرگی بسیار آرام
 کتاب خلق شدگان یک روز
 کتاب هستی و نیستی
 کتاب مگس ها
 کتاب وداع با سارتر
 کتاب سه داستان