کتاب کیمیاگر

اثر پائولو کوئیلو از انتشارات نشر ثالث - مترجم: حسین نعیمی-اگزیستانسیالیسم

کیمیاگر با ترکیب سحر و جادو، عرفان، خرد و تعجب، تبدیل به یک کلاسی مدرن شده است، میلیون ها نسخه در سراسر دنیا فروش می کند و زندگی خوانندگان بی شماری را در سراسر نسل ها تبدیل می کند. شاهکار پالو کوئلسوس به داستان عرفانی سانتیاگو، یک پسر چوپان اندولسیایی می پردازد که می خواهد به جستجوی گنجینه های دنیوی بپردازد. تلاش او او را به ثروت های مختلف متفاوت تبدیل می کند و بسیار رضایت بخش تر از آن که تصور می کرد. سفر Santiagos ما را در مورد حكمت ضروری گوش دادن به قلبهای ما، به رسمیت شناختن فرصت و یادگیری خواندن چیزهایی كه در امتداد مسیرهای زندگی زندگی می كنند، و مهمتر از همه، به دنبال رویاهای ما می آموزد.


خرید کتاب کیمیاگر
جستجوی کتاب کیمیاگر در گودریدز

معرفی کتاب کیمیاگر از نگاه کاربران
** هشدار اسپویلر ** در حالی که این کتاب برخی از نکات را با من موافقت کرد (همه چیز در جهان یکی هستند؛ یک فرد خوشحال است زمانی که در حال حاضر در حال حاضر زندگی می کنند، نه گذشته و یا آینده، حتی چیزهایی که به نظر می رسد مثل منحرف در تلاش خود را برای رسیدن به اهداف خود می تواند فرصت های غنی برای یادگیری باشد) من فقط نمی توانم آن را خریداری کنم. به عنوان مثال، من با این ایده مخالف بودم که تجربه شما در طول راه نباید باعث تغییر جهت اصلی شما شود. چه چیزی موجب انعطاف پذیری و تجربه برای شما شده است، اگر نه باعث شده که ما به طور متفاوتی زندگی کنیم (اغلب با اهداف، آرمان های و اهداف بسیار متفاوت) از زمانی که ما جوان تر بودیم؟ من همچنین نمی توانم این مفهوم را که @ Personal Legend @ هنگامی که شما یک کودک هستید، هیچ وقت مشخص نیستید و نباید از آن گریخت. من در انجام دوران کودکی صد ها چیز مختلف را در زمان های مختلف خواب دیدم. بیش از یکی از این آرزوها (روانپزشک، معلم، مادرم ماندن در خانه، جامعه شناس) در یک زمان یا دیگری در طول جوانان به نظر می رسید بدون سوال، مانند مسیر من باید دنبال شود. همانطور که من به طور خطرناکی به سن متوسط ​​می رسم، متوجه شدم که من به عنوان متخصص باغبانی خوشحال هستم و به طور مداوم یاد می گیرم و چیزهای جدیدی را در آن زمینه می گذارم. من احساس تاسف نمیکنم که این مسیر را دنبال نکنم. همچنین من این تصور را از دست دادم که «شخصیت افسانه» از شخصیت اصلی زن در داستان این بود که بوسه ها را روی باد بفرستد و منتظر بازگشت ایمن او باشد . من فکر کردم که کتاب یک نکته مهم را مطرح کرد: این عشق واقعی نباید شما را از انجام این آرزوها که واقعا برای شما اهمیت دارد، برآورده کند. اما این باید برای هر دو طرف، درست باشد. او به منافع تردید می دهد و فرض می کند که او اهمیتی به اهداف و رویاهای فاطمی ندهد؛ چرا که داستان او داستان او نیست. من امیدوار بودم، هرچند وقت خود را صرف وقتش برای فکر کردن به عشقش می کند و برای بازگشت امن خود دعا می کند، بیشتر وقت خود را صرف رؤیای خود می کند.

مشاهده لینک اصلی
GR: تنها یک ستاره؟ [P]: UhhuhGR: شما از آن لذت نبرید؟ [P]: من حتی آن را بخوانید، broGR: چطور می توانید چیزی را که شما خواندید ارزیابی کنید؟ [P]: ببینید، من یک، حس ششم که این موارد مربوط به آن هستند. شما می دانید چطور این بچه عجیب و غریب می تواند مردگان را ببیند؟ GR: شما به معنای هالی جول اوستم هستید؟ [P]: بله بچه بچه ای عجیب. هربار، من می توانم یک کتاب گوزن را از بین ببرم و حتی حتی آن را باز نکنم. و این چگونه است؟ [پ]: آه، خوب، من آن را احساس می کنم. من در انگشتانم احساس می کنم. من در انگشتانم احساس می کنم. GR: آیا شما به نقل از عشق همه چیز در اطراف اشعار؟ [P]: من فقط با شما لعنتی.GR: جدی باشید! این یک شوخی نیست شما نمی توانید یک کتاب را که خواندید بررسی کنید. [P]: مطمئنا می توانم. من پنجاه سایه خاکستری را یک بار بررسی کردم. Hadnt خواندن یک کلمه از آن. [P]: بدن آلت تناسلی گرمیل. آن یک گرمیلی با آلت تناسلی برای ... GR: بله، من آن را دریافت می کنم. ببینید که چرا این کتاب را خوانده اید، در واقع می توانید نظر خود را در مورد آن داشته باشید. [P]: من قبلا در مورد آن نظر داشته ام. crap.GR: نه، اما، یک نظر واقعی، یک نظر ارزشمند. [P]: من نمی توانم کتاب بدی بخوانم، bro.GR: چرا؟ [P]: من فقط نمی بینم نقطه. آن را بسیار شبیه به خودتان مشت زدن در bollocks. GR: اما شما حتی می دانید که بد است؟ آه، به من نگفتی، حس ششمت ... [P]: خوب، نگاهت میکنی من دلم میخواد GR: شما به این معنی نیستید که حتی نمی دانید که این کتاب چیست؟ [P]: مطمئنا من. [P]: خوب، من انجام شده.GR:: فقط خواندن بلورت، شما الاغ [....] [P]: HIPI، و [P]: دقیقا همانطور که گفتم: به چه معنی است؟ [P]: مجموع BSGR: شما واقعا خوشحال می گویند که بر اساس صرفه جویی در مورد؟ [P]: من، برادر. بشنوید @ آنچه که برای سفر به پیدا کردن کالاهای دنیوی آغاز می شود تبدیل به کشف گنج های موجود می شود. @ GR: گنج درون [P]: آره. گنج ... in.GR: اوه خدا، آره، این لعنتی وحشتناک است. من متاسفم برای هدر دادن زمان شما. ادامه دادن.

مشاهده لینک اصلی
تصویر فوق (از اولین نسخه انگلیسی این کتاب)، به طور قابل ملاحظه ای، در مورد این کتاب کنجکاو شده است. یک پسر چوپان (از اسپانیا، Andalucia) و گوسفند خود (در مرکز مثلث)؛ او باید برای سفر با فاطمه محبوب در یک واسط (سمت راست) به آفریقا سفر کند ... (و در شمارۀ چپ) چندین راه برای مبارزه گنجینه ی رویای او را دریافت کنید. او باید بسیاری از آزمایشات [initiatic؟] را منتقل کند .. با عناصر طبیعت (در حالی که عبور از بیابان) و محدودیت ها و ترس های روحی خود را دارد. با کمک برخی از شخصیت های دیگر (پادشاه Salem-Melchizedek- زن کولی قدیمی و به ویژه کیمیاگر) جهنم موفق به تحقق بخشیدن به رویای او می شود. پیشاپیش پس از خواندن این کتاب زیبا، من فرصتی برای تماشای برخی از مصاحبه های پائولو کوئلو دادم . پیشتر برخی از جنبه هایی که من در مورد تفسیر رمان حاضر به آن یافتم. (1) نویسنده اهمیت نمادگرایی را در نوشتن متن تایید کرد (چند بار خواندید که یوو باید علامت @ را در کیمیاگر دنبال کند؟)؛ آن را به یک فرقه مخفی کاتولیک 1492 به نام Regnus Agnus Mundi باز می گرداند. (2) Coelho تمایزی بسیار مهم بین داشتن رویایی و زندگی رویای ایجاد کرد؛ این کتاب، بدیهی است، در مورد هر دو است. (3) هنگامی که در مورد مرگ خود سوال می شود، چگونه او می خواهم به یاد می آورد، اولین پاسخ نویسندگان پاسخ داد: \"او با مبارزه خوب مبارزه کرد و ایمان خود را حفظ کرد؛\" سپس درباره خلاص شدن از شر و صحبت کردن در مورد این epitaph گفت: او در حالی که هنوز زنده بود @. کوئلو تاکید کرد اهمیت @ روی آن رویای خود را دارد. (4) کوئلیو گفت که نویسندگان وجود دارند که به عنوان مثال به زبان انگلیسیworld @: Himingway، Blake، Borges و Malba Tahan دست یافتند. در واقع، در نهایت، همه می توانند به @ Soul of the World (Jungle Collectious Unconscious) @ @ شیرجه یابند. پاسخ به کتاب Caelho توضیح داد که قبل از نوشتن این کتاب، او 11 سال را صرف مطالعه کیمیاگری کرد. بله، مسائل مربوط به تبدیل فلزات به طلا. این در دهه 1970 بود. نویسنده به شدت اشتباه کرده بود که الیکسیر زندگی را بسازد، که بخش بزرگی از سازمانی بود که او به دست آورد. متخصصان حاضر به پذیرش او نبودند. او را به زادگاه کشاند. در سال 1973 او ناامید شد. او (متاسفانه) با استفاده از دانش آموزان تئاتر خود در سحر و جادو ... با قرص های زمردی سعی کرد. به هیچ وجه. این 6 سال شک و تردید را دنبال کرد. در سال 1981 او رام و استادش را دید .... و دوباره به مطالعات کیمیاگرفت؛ استاد به او درسهایی را آموزش داد .... در یک زبان به قلب هدایت شده، نه به دلیل. Story1. اسپانیا، AndaluciaSantiago سوال می شود: چرا شما یک چوپان هستید، از آنجایی که می توانید بخوانید ...؟ ... او می گوید در سمینار تا 16 سالگی بوده است؛ او لاتین، اسپانیایی و الهیات را مطالعه کرد ... اما به پدر گفت که او نمی خواست که به یک کشیش تبدیل شود. سانتیاگو می خواست سفر کند ... بنابراین او یک شبان شد. روزی یک شخصیت عجیب و غریب به سانتیاگو می رسد؛ @ من پادشاه سالم @: من 1/10 از گله خود را به من بدهید و من به شما می گویم که چگونه می توانید به گنجینه خود دسترسی پیدا کنید. سانتیاگو با زن کولی قدیمی ملاقات کرد: شما به خاطر رویاها آمده اید. رویاها زبان خداوند هستند سانتیاگو رویا مجدد داشت؛ در مورد یک گنج ... هنگامی که یک کودک در مورد به او بگویید محل دقیق گنج او را بیدار کرد. زن کولی می گوید 1/10 از گنج را می خواهد. به پادشاه سالم می رود. او به سانتیاگو می گوید: شما باید علامت @ را دنبال کنید. و به چوپان دو سنگ می دهد؛ اوریم و توریم، سنگهای سیاه و سفید، برای اهداف شگفتی. سانتیاگو باید افسانه شخصی خود را تحقق بخشد، زیرا آنچه او آرزو می کند در روح جهانی به دنیا آمده است. AfricaThe shepherard افریقا را عجیب و غریب پیدا می کند. او از تمام پولی که با او داشت، دزدی می کند. بنابراین او مجبور است برای فروشنده کریستال کار کند. مردی که 30 سال سن دارد ... اما از اجرای رویاش می ترسد؛ او تنها آرزو دارد سانتیاگو می خواهد خود را تحقق ببخشد. او می داند که جهنم باید از صحرا عبور کند تا به اهرام برسد: گنج وجود دارد. در همین حال او به کسب و کار موفق برای Merchant کمک می کند. سانتیاگو عربی آموخته است. در Tangiers سانتیاگو، تصویری از نایت سانتیاگو ماتاموروس (مورس قاتل)، اسب سفید خود را به یاد می آورد. 1. در مسیر اواسط آل فیووم 11 ماه طول کشید، سانتیاگو در آفریقا صرف شده بود. حالا، به سمت Oasis برو او با یک انگلیسی که این موضوع را مطالعه می کند، ملاقات می کند: زبان مشترک جهان. اما انگلیسی به طور عمده در جستجوی سنگ فلسفی است. او می خواهد با یک مرد ملاقات کند: کیمیاگر؛ یک استاد 200 ساله ای که از اروپا دیدن کرد، اما اکنون در Oasis زندگی می کند. پسر با هدایت شتر که در El Cairum زندگی می کند، دوست دارد؛ به دلیل یک زمین لرزه، او از کارهای کشاورزی خارج شد. انگلیسی نویسی درباره کیمیاگران معروف: Ceber، Fulcanelli، Elias و Helvetius صحبت می کند. او به پسر یخ زده می گوید: ترس به شکست من مانع از تلاش بزرگ شد، حالا من شروع می کنم که من 10 سال پیش باید شروع کنم. 2.2 اقیانوس 50 هزار درخت تاماراس و 300 چاهک کیمیاگر نزدیک کاروان را دید. سانتیاگو با فاطمه ملاقات می کند. او اکنون گنج است. فاطمه می گوید که کیمیاگر در مورد اسرار جهان و مذاکرات با دی جین های بیابان می داند. سانتیاگو در مورد عشق بدون داشتن مالکیت فکر می کند ...

مشاهده لینک اصلی
نوشته شده به Lawyer.ca ادبیات طلا برای Gavel برای بدترین کتاب خوانده شده در 2014 ناامید کننده و توهین آمیز - 1 ستاره من سلب مسئولیت و من قصد دارم آن را از راه در حال حاضر. من یک مسیحی هستم و اعتقاداتم به طور کلی با کسانی است که شما ممکن است انجیلی را در نظر بگیرید. گفتم، من بر روی کد دیوینچی گریه نکردم و از کتابهایی که شامل جادوگران یا جادو هستند اجتناب می کنم. من معتقدم که هری پاتر توسط شیطان نوشته شده است و من احزاب سرسخت کتاب را برای کتابهایی که @ حساسیت های اخلاقی @ من کتاب های بسیاری خواندم که دیدگاه من در مسیحیت را به اشتراک نمی گذارند. نویسندگان اغلب آزادانه با حساب کتاب مقدس و یا اضافه کردن عناصر به کتاب مقدس که در آن وجود ندارد. این کار من را ناراحت نمی کند. من می دانم که من اعتقاد دارم من به راحتی مجرم نیستم من کتابهایی را می خوام که سعی داشتند تهاجمی باشند، کتابهایی که بسیاری از آنها را مجرم و کتاب هایی که مردم می گویند باید من را متهم کنند، اما من جرم نیستم. می دانم که چه چیزی باعث ناراحتی من می شود و در نمایش کامل این رمان بود. کیمیاگر معتقد است که این داستان را در قالب یک @ Christian @ Parable می گوید. شخصیت اصلی ادعا می کند که یک مسیحی باشد، اعتقاد به عیسی را به عهده می گیرد. مشکل این است که نویسنده مسیحیت را ارائه نمی دهد، بلکه یک نوع عرفان و چندگانه مذهبی است. در اصل، خدا یک موجود یا نهادی نیست، بلکه در همه جا و همه چیز، از جمله در طبیعت، عیسی، خدا و بودا. قبل از اینکه گلویتان را پایین بیاورید، من با نویسنده نوشتن سیستم اعتقادش مشکل ندارم. من با نویسنده مواجه هستم که سیستم اعتقادش را در داخل خودم قرار داده است. من متوجه شدم که توهین آمیز و ناقص است. او چارچوب مسیحیت را گرفته و ظرافت عناصر خود را از دنیای خود معرفی کرده است. در واقع، این یک علامت @ spiritual @ general و خود را به عنوان چیز دیگری نگه می دارد. این یک ستاره برای تخطی از شخصیت مسیحیت است. در خارج از این، داستان نازک و غیرقابل انکار بود. تنها عناصر هوشمند در انتهای آن قرار داشتند. صادقانه می توان گفت این داستان حدود 150 صفحه کمتر است. من نمی فهمم که مردم چه چیزی را در مورد این داستان های کمتر و کمتر از حد معمول نشان داده اند. اگر شما به دنبال یک مثل به قلب گرم و سربلند باشید، به جایی دیگر نگاه کنید.

مشاهده لینک اصلی
فکر می کنید هر چه می خواهید، اما گاهی اوقات (به خوبی، اغلب در واقع نیست) مهم ترین پیام ساده ترین است، و کیمیاگر این را به کمال نشان می دهد. این تغییر در زندگی برای بعضی از افراد، ایجاد تهوع برای دیگران است، اما به دور از اینکه خواننده بی تفاوت باقی بگذارد، این کتاب یک قدرتمند است و موفقیت مداوم آن به خوبی مورد استقبال قرار می گیرد. OLIVIER DELAYEAUTOROR از سری SEBASTEN OF ATLANTIS

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب کیمیاگر


 کتاب قصر
 کتاب ابله
 کتاب مرده های بی کفن و دفن
 کتاب دست های آلوده
 کتاب کاندید
 کتاب خانواده پاسکوآل دوآرته